سرگرمی

خاطرات آنهایی که مردند و زنده شدند

آنهایی که مردند و زنده شدند خاطرات جالب و عجیب و شنیدنی از دنیای دیگر دارند.آنان کسانی بودند که ایمان داشتند در دنیای دیگر قرار گرفته اند .و همه چیز را به یاد داشته اند.و پس از دوباره زنده شدن آن را بازگو کرده اند.

مغز انسان بعد از ۳۰ ثانیه پس از توقف قلب از کار می افتد .زمانی که خون و اکسیژن به مغز نمی رسدخاطرات در مغز ثبت نمی شود.

اما با خواندن سرگذشت این افراد نتیجه میگیریم ذهن یا توانایی ادامه حیات در خارج از مغز را دارد.

که این افراد توانسته اند خاطرات بعد از مرگ را از یاد نبرند.که این رخداد نشانه ادامه جهان بعد از مرگ است.

خاطرات آنهایی که مردند و زنده شدند

آنهایی که مردندو زنده شدند:زن باردار زنده شد

خانم اریکا نیگرلی معلم ادبیات زیبان انگلیسی اهل میسوری امریکا و ۳۰ ساله است.

او با همسرش ناتان در یک مدرسه تدریس می کنند.او ۳۶ هفته باردار بود و هر روز به زایمانش نزدیکتر می شد.

یک روز در مدرسه در حالی که مشغول درس دادن بود سکته قلبی کرد.

نیروهای امداد به مدرسه اعزام شدند.و شوهرش شدیدا بی تابی می کرد.

روی او “سی پی آر” انجام دادند اما او بی جان افتاده بود.گروه های کمک های اولیه او را به بیمارستان اعزام کردند .

پزشکان مرگ اریکا را در بیمارستان تایید کردند.و تصمیم گرفتند با سزارین نوزاد را بدنیا آورند.زیرا نوزاد هنوز زنده بود.

ناگهان نوزاد در شکم مادر حرکت کرد و علائم حیاتی در مادر پدیدار شد.

و خانم اریکا با ضربه های فرزندش زنده شد و به دنیا بازگشت.

او در باره لحظاتی که از دنیا رفته بود می گوید :فرزندم بصورت ذهنی با من صحبت می کرد .که از این صدا انرژی و نیرو می گرفتم.

بدنش به من قدرت میداد.تا کنون چنین عشقی را حس نکرده بودم .احساس خوبی بود .

آنهایی که مردند و زنده شدند
آنهایی که مردند و زنده شدند

او نوزادم بود که به من انرژی و عشق داد و مرا به دنیای مادی بازگرداند.

آنهایی که مردند و زنده شدند:پسر مرده درخواست آب کرد

“کلوین سانتوس” ۴ ساله اهل برزیل و در شهر بلم و در یک محله فقیر نشین به همراه خانواده پر جمعیتش زندگی میکرد.

از نوزادی دچار تنگی نفس بود .اما به دلیل فقر والدین درمان جدی نشده بود.

و تنها با داروهای گیاهی و جوشانده ها گاهگاهی تنفسش تنظیم می شد.

در یک عصر جمعه تابستانی دچار تنگی نفس شدید شد و در حیاط خانه از حال رفت.ضربان قلبش از کار افتاد .

پدرش او را بغل کرد و به یک کلینیک محلی نزدیک خانه برد .پزشک نیز بعد از معاینه مرگ این پسر بچه را تایید کرد.

پدر بعد از آه و گریه به خانه بازگشت و به اعضای خانواده مرگ کلوین را اعلام کرد.

بدن بی جان پسر بچه را در تابوت قرار دادندو با گل تزیین کردند .

و منتظر آمدن مهمان ها برای مراسم ختم و تشییع جنازه تا صبح شدند.

صبح روز بعد در حالی که مهمان ها به خانه این کودک آمده بودند تا در مراسم ختم وی شرکت کنند .

در کمال ناباوری با حرکتی از درون تابوت مواجه شدند.

کلوین از تابوت بلند شد گویی از خواب بیدار شده.مادرش را صدا میزد و آب می خواست .

و از دیدن جمعیت در خانه تعجب کرد و فریاد کشید.اگر کمی دیرتر تشنه اش می شد و از جایش برنمی خواست او را دفن می کردند.

آنهایی که مردند و زنده شدند:دختر نوجوان پس از خاکسپاری زنده شد

دختر نوجوانی که در هندوراس با ایست قلبی مرده بود یک روز پس از خاکسپاری زیر خاک زنده شد.

و با شنیدن صدای جیغ و فریادهایش او را با کندن قبر از درون تابوت بیرون اوردند.

“نیسی پرز” ۱۶ ساله که ازدواج کرده و سه ماهه باردار بود پس از حمله قلبی به حالت اغما در امد.

و پزشکان تایید کردند که این زن نوجوان مرده .و قلبش از کار افتاده است .

اعضای خانواده اش در کمال ناباوری پیکرش را در تابوتی قرار دادند و سپس به خاک سپردند.

تنها یک روز پس از خاکسپاری این زن نوجوان شوهرش که به شدت از غم از دست دادن او ناراحت بود.به سر مزارش رفت .

و هنگامی که در کنار گور همسر فوت شده اش نشسته بود به ناگاه با شنیدن صدای جیغ .

و فریادهایی از زیر خاک قبر او بیرون آمد.این مرد به سراغ کارکنان گورستان رفت.

و گورکن ها وقتی تابوت را از زیر خاک در آوردند زن جوان را زنده یافتند.و او را از درون تابوت بیرون آوردند.

آنهایی که مردند و زنده شدند:مرگ در ۵۵ درجه زیر صفر

“آلوارو گارزا” در سال ۱۹۸۷ در حالی که ۱۱ ساله بود مشغول بازی روی رودخانه

یخی مینسوتا در داکوتای شمالی بود.یخ های رودخانه ترک برداشت و به شدت به پایین رودخانه یخی سقوط کرد.

و بر اثر سرمای شدید قلبش از حرکت ایستاد.او بیش از یک ساعت در آب غوطه ور بود.

که یکی از محلی ها شکستن یخ رودخانه را دید و متوجه خطر شد.

مردم را خبر کرد. و با کمک همه پسر بچه  را از آب بیرون کشیدند.او یخ زده بود.

در بیمارستان داکوتا مرگ این پسر بچه را اعلام کردند. که بر اثر قرار گرفتن در دمای ۵۵ درجه زیر صفر .

قلبش از کار افتاده ومنجمد شده بود.و کمک های اولیه هم نیز تاثیری نداشت.

بعد از ۲ روز که در بیمارستان او را تحت کنترل قرار دادند مرگ قطعی وی را اعلام کردند.

اما بطور باور نکردنی آلوارو به زندگی بازگشت و سبب تعجب پزشکان شد.

او می گوید ناگهان یخ رودخانه زیر پایم شکست و من خودم را در باغی پر از گل دیدم.نه در یک رودخانه سرد یخی .

گل های دیدنی وعجیبی همه جا را پوشانده بود که تا کنون ندیده بودم.اما نیرویی مرا از این باغ بیرون کشید .

در این لحظه خود را در روی تخت بیمارستان دیدم و از ان باغ زیبای منحصر به فرد بیرون امده بودم.

او اکنون ۴۰ ساله است و این این خاطره عجیب را برای خیلی ها تعریف می کند.

آنهایی که مردند و زنده شدند:شرکت در مراسم خاکسپاری خود

خانم ماندیل و۴۰ ساله در هتل مانور در زیمباوه کار میکرد.و مسئول مرتب کردن اتاق های هتل بود .

او به فشار خون بالا مبتلا و مرتب دارو می خورد.در سال ۲۰۱۳ وقتی در حال تمیز کردن

اتاقی از هتل بود بر اثر فشارخون بالا سکته مغزی کرد و روی تخت افتاد و از دنیا رفت.

اورژانس به محل اعزام شد . بعد از معاینه اعلام کردند که هیچ گونه علائم حیاتی در وی دیده نمی شود.و او مرده است.

خانم ماندیلو که با مادر ودخترش زندگی میکرد او را در همان اتاق قرار دادند تا خانواده اش به هتل بیایند . و جسد را تحویل بگیرند.

روز بعد وقتی همه برای مراسم خاکسپاری اماده شده بودند تا جسد را به قبرستان ببرند .

خانم اندیلو را دیدن که درمیان حضار ایستاده و برای فرد مرده ایی ادای احترام میکند.

خانم ماندیلو بعدها تعریف کرد در یک لحظه خود را در میان بخاری سفید دیدم که در هوا شناور بودم.

و به سوی یک راه نورانی داشتم شنا میکردم.احساس میکردم صورتم زیباست و بدنم بلورین است.

نور زیادی به چشمم می تابید.صدای دلنشین اما مبهمی را می شنیدم .هاله ایی از نور جلوی مرا گرفت .

و مرا از حرکت متوقف کرد.و گفت تو نباید ابنجا بیایی.تو کارهای زیادی داری که باید انجام دهی.حالا برای آمدن زود است.

این جمله را چندبار تکرار کرد و ناگهان خود را در اتاق هتل روی تخت یافتم.

و صدای جمعیت از سالن هتل به گوش می رسید.متوجه شدم یکی از کارکنان هتل از دنیا رفته و مراسم عزاداری برپاست.

من هم میان جمعیت ایستادم تا در مراسم خاکسپاری ادای احترام کنم . اما گویا مراسم خود من بود.

آنهایی که مردند و زنده شدند چه دیدند

آنهایی که مردند و زنده شدند و  خاطرات خود را به یاد دارند در چند مورد اتفاق نظر دارند.

همه شان در ان لحظات بعد از مرگ آرامش خاصی داشته اند.احساس آرامشی که تاکنون در دنیای مادی حس نکرده بودند.

صدا و یا هاله ایی از اشخاصی را دیده بودند که زیبایی خاصی داشتند .

در اولین وهله در صورتی که مادرشان از دنیا رفته بود چهره مادرشان را دیده بودند.

هم چنین اقوام و دوستان از دنیا رفته به دیدنشان آمده بودن.

نور عجیبی همه جا را پر کرده بود که درخششی نقره فام داشت.و بخار سفیدی تمام بدنشان را فرا گرفته بود.

افرادی که در اتاق خواب اطراف جسم بی جانشان بودن را به راحتی می دیدند.

و صدایشان را می شنیدند.آنان وارد تونلی می شدند که که به سوی نور هدایت می شد.

نور خیره کننده و عجیبی که معمولی نبود.و یاد اور عشق -علاقه- محبت وانرژی بود.

همه افرادی که طعم مرگ را چشیده اند از اینکه از یک مکان آرام و زیبا و بدون

درد به دنیای مادی برگشته اند لحظاتی پس از زنده شدنشان پشمان بودند.

منبع: مجله خانواده سبز شماره ۴۶۹ و۴۷۰

برچسب ها
نمایش بیشتر

مریم شینی

مریم شینی فارغ التحصل از دانشگاه شهید چمران اهواز - علاقمند به وب و فضای مجازی. از اینکه بتوانم مطالب جذاب و مورد علاقه شما را ارائه دهیم بسیار خوشحال میشم. با ارائه نظرات و پیشنهادات خود به افزایش کیفیت سایت کمک کنید. اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی و معرفی به دوستان خود فراموش نکنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن